وقتی هنوز در چشمهای من قــــدم می زنی
وقتی هنوز در
چشمهای من
قــــدم می زنی
وقتی هنوز عطر بابونه ی آغوشت
بسترم را می آکَنَد یعنی که
ادامه دارد خلسه ی با تو بودن
در آغوش خیالی سربه مُهر
شاید خوابم را
خورشید ورق زده است
شاید که به تعبیر عشق
روحم را به یغما برده ای
و این صبح های کذایی
کابوس های ناامنی هستند
که هرگز با گشودن چشمهایم
اتفاق نمی افتند
اکرم نورانی
+ نوشته شده در ساعت 3 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر