یک عمر زخم را به نمک شستم و دریغ
یک عمر زخم را به نمک شستم و دریغ
دیشب نوشته است؛ نمک ناشناس؛ من
تهمت شنیده ایم و خموش و برهنه ایم
زخمی دهان گشوده که چاک لباس؛ من
سرمه نمی کشند سیاه مشق کهنه را
از من بپرس از من نسخه شناس؛ من
زیبایی که کوچه به کوچه وزید؟ تو
تاوان که داد؟ من؛ که اسیر تقاص؟ من
هر کس دلیل سوز غزل هایم از تو خواست
گردن بگیر...
گردن بکش ..... بخند....... بگو با سپاااااس من!!!!!
#حامد_عسگری
+ نوشته شده در ساعت 11 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر