پشت این ظاهر شـاد ؛ حــزن فـراوان دارم
وسـط ورد و دعــا ؛ حربـه ی شـیطان دارم

منتظر چشم به راه شـاید بیایی ای دوست
روزو شب ؛خون جـگر خـوردن پنهـان دارم

روز از نیمـــه گـذشت وخبـری از تــو نشــد
یک دلـی آشــفـته و ؛ حــالی پـریـشان دارم

فــرض کـن ارگ دلــم ؛ را به دلـت بسپـارم
شک ندارم که از این پس؛ دلی ویران دارم

کــاش ؛ در آینــه هـا ؛ راز دلــم پیــدا بــود
در ورای شیــــشه ها ؛ دیده ی گـریان دارم