گل خوشبوی چمن ؛گـوش بـه دلم می سپاری؟
مـی‌شـــود از غـم و انـدوهــم؛ کمـی بــرداری؟

دست مـهــرت بـه بغـضم ؛ بکشی از ســر لطف
می شـود گــوش بــه درد دل مــن بسـپــاری؟

من خـودم یک نـفـرم ؛ امـا یک لشـکر غمـگین
مـی شــود لطـف کنی سـر بـه سـرم نگـذاری؟

شــده ویـرانه و صــد پـاره دلـــم از غـم " تو"
"شاعـری را چـه ؛ بـه وصله زدن و معــماری"

خسته ام منتظر حـادثه ای ؛ خـوش یـمن ام
بــه امــیدی کـه مــرا چشــم انتـظار نگذاری