آیا شـده در خلوتِ خـود شعر بخوانی؟
آیا شـده در خلوتِ خـود شعر بخوانی؟
قلـبی بتپد بـر تـو و آن را تـو نـدانی؟
هـرگز شده آیـا بـه کسی عشق بورزی؟
ازشدتِ عشقش بشوی مست و روانی؟
آیـا شـده اسمی بشود مرهـمِ دردت؟
نامـش ببری درد و غـم از دل بِرَهانی؟
پیش آمده حرفۍبه دلت داشته باشی؟
خواهـی بـه زبـان آوری، امـا نتـوانی؟
اینهـا همـه پیش آمده بر قلبِ من، اما
برخیز و بجنب ای هوس و شورِ جوانی
ای کـاش بفهمی، کـه دگـر تـاب ندارم
تا جان بـه تنم مانده، خودت را برسانی
#یوسف_محقق
+ نوشته شده در ساعت 8 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر