او اوست
او، "او"ست تا ابد به "شما" یش نمیرسی
با های های خود به دعایش نمیرسی
وقتی قطار میرود و میگذاردت
تو با قطار بعد به پایش نمیرسی..
وقتی که عشق زندگی ات ماه میشود
میبینی اش ولی به لقایش نمیرسی
وقتی به آسمان برسد قطره، قطره نیست
از خویش نگذری به هوایش نمیرسی
ای دل فراق یار از آن درد هاست که
جان میکنی ولی به دوایش نمیرسی
انگار وصل، عاقبت نارسیدنی ست
در غصه اش بمان، به چرایش نمیرسی!
حسین_محمدی_سانیانی
+ نوشته شده در ساعت 7 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر