چاییِ داغ لبت تازه دم و خوش رنگ است
دو سه لیوان بده بانو که دلم بد تنگ است

میز صبحانه بدون تو عسل کم دارد
پس بیا و بنشین - کارِ دلِ من لنگ است

بهترین رایحه ی صبح در آغوش تو است
نان داغِ تن تو سنگکی بی سنگ است

چشم گیرای تو وقتی که به من میتابد
بین خورشید و تن گرم تو در من جنگ است

می پرد خواب شب از چشم غزلهای کبود
چون که مرغ سحری در صدد آهنگ است

#محسن_مهرپرور