بی‌تو دلم بی‌تاب و دلگرمِ سحر نیست
جز نام تو در سینه‌ام شوق دگر نیست

رفتی و بعد از تو جهانم سوت و کور است
دیگر برایم شادی و شور و شرر نیست

با خاطراتت زندگی کردم همیشه
با من کسی جز خاطراتت همسفر نیست

این دل برای دیدنت بیدار مانده‌ست
چشمی که گریان است پیشت بی اثر نیست

عطری که از چادر نمازت می‌وزد یار
در زندگی چیزی از این پاکی معطر نیست

هر شب به یادت شعر می‌ریزم به دفتر
دفتر پراست از تو، ولی بازم هنر نیست

#زینب_حیدری