گر بیخودم ز نرگسِ بسیار مستِ توست
ور شکوه‌ناکم از دلِ دشمن‌پرستِ توست

کاری نساخت گریه کزو خوش کنم دلی
هان ای دعایِ نیم‌شبی، دست دستِ توست

پیشِ که التماسِ خلاصی کند کسی؟
چون سویِ هرکه می‌نگرم پای‌بستِ توست

خون می‌شود دل از غم و شکرِ تو می‌کند
با آن‌که هرچه بر سرش آید ز دستِ توست

#ولی_دشت_بیاضی