شاید بروی بعد تو از درد بمیرم
شاید بروی بعد تو از درد بمیرم
بی شعله در این محوطه سرد بمیرم
گفتی که نکن گریه و چون مرد قوی باش
بغضم فوران کرد و نشد مرد بمیرم
از بخت بدم بود و نشد زوج شویم تا
من منفی تو عاقبتش فرد بمیرم
میخواهم از آن حادثه تا لحضه رفتن
در کوچه تو باشم و ولگرد بمیرم
آماده رفتن شدم و باز نوشتم
یک دشمن محبوب چنین کرد
+ نوشته شده در ساعت 17 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر