میگشائی با نمودت بندگان را عقده ای
مینمائی خلق را با این گره وا کردنت

کهکشانی درد را گنجانده ای در سینه ام
از نبوغت ماتم و مبهوت این جا کردنت

پرده پوشی میکنی و حال ما اینگونه است
ای به قربانت شوم ، قربان رسوا کردنت

روزیِ موری رسانی در فلان جا زیر سنگ
روزیِ ما بسته با امروز و فردا کردنت
...
ما که یک قالوا بلی گفتیم ،پس تعجیل کن
نه به آن اصرار و این ، این پا و آن پا کردنت

تو خدایی و خدایی میکنند ابلیسها
خویش را گم کرده ام بی تاب پیدا کردنت

#بهرام_احدی