خواهر همیشه عمق دلش با برادر است
خواهر همیشه عمق دلش با برادر است
یعنی که در فراق ،چشمش به در است
وقتی که دور میشود از سایه سرش
دنیا شبیه قعر جهنم ،بلکه بدتر است
وقتی که تشنه را ز آب حیات منع میکنند
چیزی شبیه به این حال،حال خواهر است
آن خواهر کریم برادر ندیده را
در روز وصل چه آرزوها که در سر است
یک بوسه ز پیشانی او اوج آرزوست
حالا که دل سنگ همین فاصله ها پر خطر است
یا اینکه هفت بار بگردد به دور او
ماه قبیله است و دلش جای دیگر است
یا اینکه خواهرانه بپوشد پیرهن بر تنش
یک آرزوش بوسه گرفتن ز حنجر است
دستم شکسته وقلمم بی رنگ و رو شود
حالا چه وقت روضهء های گریه آور است؟
اینجا رواق و صحن ومناره به گریه افتادند
شعرم گواه تازگی روضهء سر است
بانو تو قبله شعرهایم شده ای
ناگاه قلم به یاد تشنه بی یار ویاور است
هرگاه که خواستم بنویسم ز شادی ام
دیدم که شعر عزادار خواهر است
میخواستم سلامت بکنم یا ایها الرئوف
بغض قلم شکسته ،سلامم چه ابتر است
سلام سوز ناک خواهرتان را شفیع آوردم
داغ است، مثل سوهان بنده پروراست
آقا سلام ببخشید اگر قلبتان شکست
آقاسلام ببخشید اگر بیت آخراست
#علی
شعر خودم
# خ
به مناسب ولادت امام رضا(ع)
موضوع ادبی وشعر