سکوت می‌کنم امشب به جای گفت‌وشنود

مرا ببخش که دل، گرم صحبت تو نبود

من آن تبسّم بی‌پاسخم که هیچ‌کسی

به یاد من غزل عاشقانه‌ای نسرود

گناهکارم و در دام خود گرفتارم

اسیر در قفسِ تن به اتّهام وجود

دروغ گفتم و سوگند خوردم... آه، دریغ!

بخوان دوباره دلم را به جایگاه شهود

به آسمانِ حقیقت ببر مرا ای دوست

که عشق‌های زمینی دل مرا نربود...

علی_مقیمی

🌹🌹🌹