ثمر ندیده وجودم، درختِ کاجم من
ثمر ندیده وجودم، درختِ کاجم من
و ارغوانِ غم آلودِ ابتهاجم من
در این زمانه کسی پاکدامنی نخرید
عزیزِ مصرم و این روزها حراجم من
طبیب و نسخه و دارو گرهگشایت نیست
دُچار من شدهای، دردِ لاعلاجم من
نگیر خرده چرا خیره در تو مینگرم
شبیهِ ماهیِ در صید، هاج و واجم من
نخند ، عشوه نیا ، دم به دم رهام نکن
عبوس و خیرهسر و دمدمی مزاجم من
غریق را چه سخن غیر دست و پا زدن است؟
نبین سکوتِ مرا، غرق احتیاجم من
سجاد_شهیدی
+ نوشته شده در ساعت 12 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر