منه پیش از تو .منه پس از تو .

منه با تو . منه بی تو .و من درخیال تو ...

چقدر داستان داریم "ما"انقدر این حروف اضافه بینمان طولانی اند ک زیادی از هم دور مانده ایم

نمیگذارند منه تو باشم .

این ء کوچک چند خاطره ی کوتاه است اما من چقدر بلند از ان ممنونم

بالاش واضحه اخرشو تایپ میکنم :

کاش از انها یک" واو" بماند برای وصل امان .

نکه منه تو باشم نکه توعه من باشی

"منو و تو" باشیم .

ببین من و تو ک باهم باشیم فعل هم از "ما"پیروی میکند برای "جمع"شدن .

کاغذ ب خیال پردازی ام میخندد .وقتی مینویسم قلم ام مرزی ندارد انقدر مینویسم ک کاغذ صدایم کند ،کجا میروی،؟

مینویسم جایی ک چیزی بینمان فاصله نیندازد ب اغاز ان جمله ی نا تمامی ک من در ان ب پایان رسیده ام اما تو هنوز ادامه داری یعنی : من،تو .

رویا