من .تو
منه پیش از تو .منه پس از تو .
منه با تو . منه بی تو .و من درخیال تو ...
چقدر داستان داریم "ما"انقدر این حروف اضافه بینمان طولانی اند ک زیادی از هم دور مانده ایم
نمیگذارند منه تو باشم .
این ء کوچک چند خاطره ی کوتاه است اما من چقدر بلند از ان ممنونم
بالاش واضحه اخرشو تایپ میکنم :
کاش از انها یک" واو" بماند برای وصل امان .
نکه منه تو باشم نکه توعه من باشی
"منو و تو" باشیم .
ببین من و تو ک باهم باشیم فعل هم از "ما"پیروی میکند برای "جمع"شدن .
کاغذ ب خیال پردازی ام میخندد .وقتی مینویسم قلم ام مرزی ندارد انقدر مینویسم ک کاغذ صدایم کند ،کجا میروی،؟
مینویسم جایی ک چیزی بینمان فاصله نیندازد ب اغاز ان جمله ی نا تمامی ک من در ان ب پایان رسیده ام اما تو هنوز ادامه داری یعنی : من،تو .
رویا
+ نوشته شده در ساعت 18 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر