چون صاعقه، تخـریبِ نگاهِ تـو شـدید است
چون صاعقه، تخـریبِ نگاهِ تـو شـدید است
بهبـودیِ از عشــق تـو یــک امـرِ بعیــد است
رسمِ نظـر و شیـوهی دلدارکُشـیهــات
در مکتبِ عشــاق جهـان، سبکِ جدید است
چشمـان تـو بازارچــهی نازفـروشی اسـت
یک عـالمه دل پیــشِ تو سـرگرمِ خـرید است
مجمـوعهی رفتـارِ تـو فهمـاند که انگــــار
«مـن» در نظرِ «ذهـن تو » یک دیوِ پلید است
دوری ز تـو درد و غمِ تو اوجِ سیـاهی است
وقتی که تو باشی همهی شهـر، سپـید است
آن لحـظـه کـه لبخند ز روی تو بچــینـم،
آغـــازِ دلاویـزتـرین عیـدِ سعیـــد است
مردن ز غم روی تو ای دوسـت محال است
آن کس که دهد جان به هوای تو،«شهید» است
جواد_مزنگی
+ نوشته شده در ساعت 20 توسط jamal
|
موضوع ادبی وشعر