📖 امشب دلی چون اتش ِ ضاحیه دارم

#شهید_سید_حسن_نصرالله

دنیا شب است و شب گذرگاه ِ عبور است

پایان این شام ِ بلا صبح ظهور است

باید بتابد آفتابی از مدینه

باید بیاید آن امیر ِ بی قرینه

خون شهیدان فرشِ سرخ راهِ مهدیست

عالم همه حیران روی ماهِ مهدیست

می اید و عالم به حیرت مینشیند

شیعه به شوق روز رجعت مینشیند

می اید و ما را به دلبر میرساند

ما را به روی خاک مادر میرساند

ای کاش ما آن خیر دائم را ببینیم

پشت سر او حاج قاسم را ببینیم

فرزند زهرا سوی میدان خواهد امد

" او با سپاهی از شهیدان خواهد امد"

زیباست بی شک آخر ِ این راه با او

می ایدش یک روز نصر الله با او

نصرُ من الله است فتحی که قریب است

این روزها احوال مظلومان عجیب است

باد امد و از طاقچه آیینه افتاد

داغی پس از داغ دگر بر سینه افتاد

ما سوختیم از داغ فرزندان زهرا

عالم فدای تربت پنهان زهرا

امشب هوای روضه ی ناحیه دارم

امشب دلی چون اتش ِ ضاحیه دارم

حتما خدا میخواست او جاوید باشد

تا که فنا در وادیِ توحید باشد

ان ها که قبل از رفتنش پرواز کردند

آخر شهادت نامه اش باز کردند

اتش میان سینه ها افروخت اخر

عمامه اش در بین اتش سوخت ؛ آخر

مردی که عمرش در مسیر عشق سر شد

فرزند زهرا بود ، مفقود الاثر شد

انگار از بال و پرش چیزی نمانده

مانند جدش از سرش چیزی نمانده

اما کسی مانند جدش بی کفن نیست

مانند جدش هیچکس دور از وطن نیست

پیراهن جدش به غارت رفت آخر

بعد از حسین ؛ زینب اسارت رفت آخر

دروازه ی ساعات گریان بود زینب

یک اربعین پاره گریبان بود زینب

زینب کجا و مجلس اغیار ِ کوفه

زینب کجا و کوچه و بازار ِ کوفه

#محمدصادق_باقی_زاده